تبليغاتX
(سپید)
توی قاب سیاه شب

تمام سپیدی دولتم

بعد اونگ های ساعت دیواری،

مچاله شد،

گاه روی اسب چوبي

گاه روی شعر..

گاهی سبز

نزدیکتر از هر ابستن

نجیب تر از باد

همین فقط

من و تو باید برسیم

به تمام حرفها٬

خیلی گفتیم"

برای خواب شبانه

سفره ی کاهگلی بسازیم

به اسم شب ابریشمی

تو از تپش قلب اسمانی شدی

همین فقط!!

تو قسمت شدی

و من محو تو.

نوشته شده توسط مرتضی عرفانی در 88/10/21 |